انگلیسی با موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پذیرایی در هواپیمای جمهوری اسلامی  چاپ
تاریخ : شنبه 22 تیر ماه سال 1387

 

با درود به روان پاک بنیانگذار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری و رئیس جمهور ، ورود شما را به هواپیمای جمهوری اسلامی ایران خوشامد میگویم و برایتان سفر خوشی را آرزو میکنم.
برای رعایت نکات ایمنی ، همواره کمربند شلوار خودتان و بغل دستی تان را در تمام مدت پرواز بسته نگه دارید و از کشیدن سیگار و قلیان خود داری فرمایید.
اگر در هوای داخل کابین اختلالی پیش آمد، سربند مخصوصی از بالای سرتان به پایین می افتد که فورا آنرا برداشته و بسیجی وار آنرا دور سر خود ببندید و از دربهای اضطراری یعنی دو درب در جلو ، دو درب درعقب و یک درب در وسط هواپیما به بیرون پرت شوید.
توجه داشته باشید که در همه حال حجاب اسلامی را رعایت کنید حتی در موقع پرت شدن از هواپیما. برای مواقع اضطراری یک بسته کفن در زیر صندلی شما قرارداده شده که آنرا بیرون آورده و بعد از گفتن شهادتین بپوشید.
از کلیه مسافرین محترم و عاشقان شهادت خواهشمندم در طول پرواز تا لحظه مرگ از وسایل الکترونیکی مانند تلفن همراه و لب تاپ و چرتکه و ماشین حساب اکیدا خودداری کنید.
برایتان سفر آخرت دلپذیری را آرزو میکنم. ناراحت نباشید این شتری است که درب خانه همه میخوابد. یکی زودتر یکی دیرتر. خوشا به سعادت شما که سوار هواپیمای ما شدید تا شهید شوید. اگر دستمال کاغذی برای پاک کردن اشکهایتان لازم داشتید ما نداریم باید همراه خودتان می آوردید.
در طول پرواز، همکارانم از شما پذیرایی خواهند کرد ولی قبل از آن مراسم سینه زنی و نوحه خوانی داریم. تسبیح برای ذکر استغفار در رنگهای مختلف موجود است که تقدیم خواهد شد.

وری نایس  چاپ
تاریخ : شنبه 1 تیر ماه سال 1387
یک روز احمدی نژاد همراه با گوردون براون، آنگلا مرکل و نیکولا سارکوزی در رستوران ‏سازمان ملل نشسته بودند و می خواستند شام بخورند.‏

احمدی نژاد گفت: من تصمیم دارم ساختار سازمان ملل را‏ عوض کنم.‏
آن سه نفر با آرامش و لبخند گفتند: وری نایس، وری نایس

احمدی نژاد ادامه داد: من تصمیم دارم مدیریت جهان را تغییر بدهم.‏
آن سه نفر با آرامش و لبخند گفتند: وری نایس، وری نایس

احمدی نژاد ادامه داد: اسرائیل را باید به سرزمین‌های آلاسکا منتقل کنیم.
آن سه نفر با آرامش و لبخند گفتند: وری نایس، وری نایس

احمدی نژاد ادامه داد: دنیا در حال تغییر است و آمریکا بزودی نابود می شود.‏
آن سه نفر با آرامش و لبخند گفتند: وری نایس، وری نایس

در همین موقع پیشخدمت ها پیش غذا آوردند و همه مشغول غذا خوردن شدند. احمدی نژاد ‏نگاهی به دوازده قاشق و چنگالی و کارد که جلویش گذاشته بودند کرد و در حالی که نمی ‏دانست با کدام چنگال و کارد و قاشق باید غذا را شروع کند، پرسید: شما چطور تشخیص می ‏دهید که باید الآن از کدام قاشق و چنگال استفاده کرد؟

گوردون بروان گفت: ما قبل از اینکه مسوول بشویم در کلاس های تشریفات دیپلماتیک شرکت ‏کردیم، در آنجا همه رفتارهای دیپلماتیک را به ما یاد دادند، از جمله نحوه غذا خوردن.‏
احمدی نژاد تعجب کرد و گفت: چه جالب! در آنجا در مورد مسائل اخلاقی هم چیزی به شما ‏یاد دادند؟

مرکل گفت: بله، در آنجا ادب دیپلماتیک را هم یاد می دهند. ‏
احمدی نژاد گفت: مثلا اگر کسی مزخرف بگوید، به شما یاد می دهند که باید چکار کنید؟

سارکوزی گفت: بله، وقتی کسی مزخرف می گوید، با آرامش و لبخند به او نگاه می کنیم و ‏می گوئیم: وری نایس، وری نایس ‏
دو کلام حرف خصوصی با آقایون  چاپ
تاریخ : سه شنبه 28 خرداد ماه سال 1387
این نوشته مخصوص آقایان است. لطفا خانم‌ها تشریف ببرند. این حرفهای خصوصی است. خوب نیست شما آنهار ا بخوانید. بفرمایید. بسلامت.
آهای حاج خانم! شما را میگم. شمایی که سرتون را پایین انداختی و یواشکی داری از لای نرده‌های این وبلاگ دید میزنی. بفرمایید تشریف ببرید. خوبیت نداره.
عجب دورانی شده‌ها. دو کلمه حرف خصوصی هم نمی‌توانیم با خودمون بزنیم.

خب. آقایون محترم!
حالا که بسلامتی همه خانم‌ها را دک کردیم و همه درها و پنجره‌ها را هم بستیم٬ میخواهم گله‌ای از شما بکنم. البته از بعضی از شما و نه از همه.
آخه آقاجان! این چه کاری است که بعضی از شما با خانم‌ها میکنید؟ پاک آبرو و حیثیت ما آقایون را بردید. با هر خانمی که میخواهم دوست شوم٬ از دست « مردها » گله میکند. میگن مردها بی جنبه هستند. البته بلا نسبت شما. میگن تا با یک آقایی دوست میشوی٬ همان جلسه اول زود میگه: بکش پایین!
آخه این درسته؟ شما با این کارها آبروی همه مردها رو می‌برید. اصلا بازار را خراب میکنید. دیگه جنس خوب گیر نمیاد.
آقاجان! توی برخوردهاتون با خانمها سیاست داشته باشید. از مردهای خارجی یاد بگیرید. ببینید چقدر موذی و آب زیر کاهند. یواش یواش کارشون رو جلو میبرند. آنها معمولا وقتی به یک خانم میرسند اول از زیبایی های طبیعت و غروب آفتاب و شعرهای عاشقانه و سمفونی بتهون شروع میکنند تا به رختخواب برسند. اما ما چی؟
خیلی که بخواهیم باکلاس باشیم از طرف می پرسیم: بتهون رو می شناسی؟
او هم میگه: آره. سمفونی ششم اش را خیلی دوست دارم.
ما هم بلافاصله میگوییم: خب. پس چرا معطلی؟ بکش پایین دیگه!

ببینید. اصولا تور زدن خانمها مثل ماهیگیری میمونه. تاحالا ماهیگیری رفتید؟ یک ماهیگیر ماهر قلابش را تیز میکند و یک طعمه‌ای به روی آن میزند و آرام و بیصدا می‌اندازد توی رودخانه. خودش هم آرام و با حوصله منتظر می نشیند. هرچه صبر و حوصله و آرامش بیشتری داشته باشید موفقیت‌تان بیشتر است. ماهیگیری که همان لحظه اول هی ورجه وورجه میکنه باعث میشه ماهی‌ها را فراری بده. بابا نکنید این کارها رو!
ظاهرا باید یک کلاس آموزش ماهیگیری برای شما بگذارم.
فعلا بروید ولی هیچی از این حرفها را به خانمها لو ندهید.