شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
غسل جنایت  چاپ
تاریخ : شنبه 28 بهمن ماه سال 1385

غضنفر از یکی از علما می پرسه: غسل جنایت چطوریه؟
اون آقا می گه: غسل جنایت نه، غسل جنابت.
غضنفر می گه: آخه اون جوری که من اون کار رو کردم با غسل جنابت درست نمی شه، باید غسل جنایت بکنم.
بعد از مرگ  چاپ
تاریخ : جمعه 13 بهمن ماه سال 1385
بعد از مرگم به گورم بیا مبادا گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در انجا قلبی آرام خفته مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همرا با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرابه یاد بیاور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی انرا به یاد من زمزمه کن زیرا هرجا که باشی به یاد تو خواهم بود
زندگی یک مرد  چاپ
تاریخ : یکشنبه 8 بهمن ماه سال 1385
شنبه :
مرد : امروز نهار چی داریم؟
زن : امروز قراره من زری با هم بریم ((فال قهوه روسی یخ زده)) بگیریم . میگن خیلی جالبه...همه چی رو درست میگه . به خواهر شوهر زری گفته : شوهرت برات یه انگشتر بزرگ میخره . خیلی جالبه نه ؟؟؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیا

یکشنبه :
مرد : امروز نهار چی داریم؟
زن : امروز قراره من زری بریم کلاسهای ((روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس)) ثبت نام کنیم. خیلی هم جالبه .... اثرات خوبی هم توی زندگی رناشویی داره . تا برگردم دیر شده . سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیا

دوشنبه :
مرد : عزیزم. امروز نهار چی داریم؟
زن : امروز قراره من زری بریم ((نمایش ظروف عتیقه)). میگن خیلی جالبه... ممکنه طول بکشه. سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیا

سه شنبه :
مرد : عزیزم. امروز نهار چی داریم؟
زن : امروز قراره من زری بریم برای لباس مامانم که برای عروسی خواهر زری میخواد بدوزه دکمه انتخاب کنیم. تو که میدونی فامیل مامانم اینا چه قدر روی دکمه لباس حساس هستند.... ممکنه طول بکشه. سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیا

چهارشنبه :
مرد : عزیزم. امروز نهار چی داریم؟
زن : ببین امروز قراره من و زری بریم برای کلاس ((بدنسازی)) و ((آموزش ترومپت)) ثبت نام کنیم. همسایه زری رفته میگه خیلی جالبه.ترومپت هم میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ .... چون جلسه اوله ممکنه طول بکشه. سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیا

پنج شنبه :
مرد : عزیزم. امروز نهار چی داریم؟
زن : امروز قراره من و زری با هم بریم خونه همسایه خاله زری که تازه از کانادا اومده . میخوام شرایط اقامت رو ازش بپرسم . من واقعا" از این زندگی خسته شدم. چیه همش مثل کلفتها کنج خونه ... به هر حال چون ممکنه طول بکشه. سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیا

جمعه :
مرد : عزیزم. امروز نهار چی داریم؟
زن : ببینم تو واقعا خجالت نمیکشی ؟ یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم ؟ واقعا نمیدونم به شما مردهای ایرونی چی باید گفت؟ طفلکی زری هم همین مشکل رو داره ؟ خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بار شوهرم من رو برای نهار ببره بیرون؟
   1      2    >>