بعد از مرگم به گورم بیا مبادا گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در انجا قلبی آرام خفته مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همرا با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرابه یاد بیاور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی انرا به یاد من زمزمه کن زیرا هرجا که باشی به یاد تو خواهم بود
مشاوره انتشار مقاله ISI
دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله |
سریال شب به شب
خرید سریال های دوبله شبکه فارسی 1 تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
دیشب خواستم واسه دل خودم فال بگیرم وقتی فالنامه رو باز کردم چشمم به شعری افتاد که هیچ ربطی به دل من نداشت ........ تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند. فرشته پری به شاعر داد و شاعر ،شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد. دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود. زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان

