دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چرا ماکروسافت ماشین نمی‌سازه؟  چاپ
تاریخ : یکشنبه 6 فروردین ماه سال 1385

در یکی از نمایشگاههای کامپیوتری که اخیرا برگزار شده بود بیل گیتس موسس مایکروسافت و ثروتمندترین مرد جهان صنعت کامپیوتر را با صنعت اتومبیل مقایسه و ادعا کرد:

اگر تکنولوژی جنرال موتورز با سرعتی مانند سرعت پیشرفت تکنولوژی کامپیوتر پیشرفت کرده بود امروز همه ما ماشین‌هایی سوار می‌شدیم که قیمتشان 25 دلار و مصرف بنزین آن 4 لیتر در هر 1000 مایل بود.

جنرال موتورز هم در جواب بیل گلیتس اعلام کرد:

اگر جنرال موتورز هم مانند مایکروسافت پیشرفت کرده بود این روزها ما ماشین‌هایی با این مشخصات سوار می‌شدیم:

1- کیسه هوا قبل از باز شدن در هنگام تصادف از شما می‌پرسید: Are You sure?

2- بدون هیچ دلیلی ماشین شما در روز دو بار تصادف می‌کرد!

3- هر دفعه که خطهای وسط خیابان را از نو نقاشی می‌کردند شما باید یک ماشین جدید می‌خریدید!

4- گاه و بیگاه ماشین شما در خیابانها از حرکت باز می‌ایستاد و شما چاره‌ای جز استارت مجدد restart نداشتید!

5- گاهی اوقات در اثر کارهایی مانند گردش به چپ ماشین شما خاموش Shot down می‌شد و استارت آن نیز ار کار می‌افتاد. در اینگونه موارد چاره‌ای جز نصب مجدد reinstall نداشتید!

6- فقط یک نفر از ماشین می‌توانست استفاده کند مگر اینکه با خرید ماشین مدل 95 یا NT برای آن صندلی‌های بیشتری خریداری می‌کردید!

7- ماشینهای مکینتاش با موتور Sun بهتر – پنج بار سریعتر و راحت‌تر از ماشین‌های مایکروسافت بودند اما تنها در 5 درصد جاده‌ها می‌شد این ماشینها را یافت!

8- چراغهای اخطار وضعیت بنزین، روغن و آب با یک چراغ General Fault تعویض می‌شدند!

9- صندلی‌های جدید همه را مجبور می‌کردند تا بدن خود را متناسب و اندازه آنها بکنند!

10- جنرال موتورز خریداران ماشینهایش را مجبور به خرید نقشه‌های راهها می‌کرد که ممکن بود اصلا به درد رانندگان نخورد. هرگونه تلاش برای پاک کردن این Option منجر به کاهش کیفیت عملکرد تا پنجاه درصد و بیشتر می‌شد!

11- هر بار که جنرال موتورز مدل جدیدی را به بازار عرضه می‌کرد خریداران ماشین باید رانندگی را از اول یاد می‌گرفتند چون هیچ یک از عملکردها و کنترلهای ماشین مانند مدل قبلی نبود!

12- برای خاموش کردن ماشین باید دکمه استارت را می‌زدند!

زندگی پاره  چاپ
تاریخ : یکشنبه 28 اسفند ماه سال 1384

بیوگرافی یک روزه‌ی یک دیوانه‌ی آنلاین:

روز چهارصد و شصت و سوم از روزهای مشابه:

بامداد، ساعت 4:30

ساعت زنگ. کامپیوتر خاموش، کمی جیش! چراغ خاموش، خواب.

صبح، ساعت 7:30

ساعت زنگ، زنگ ساعت خاموش، خواب.

صبح، ساعت 7:35

مامان صدا، سرویس رفت، جا موند، دانشگاه نرسید، کلاس غیبت، درس حذف، خواب.

صبح، ساعت 10:27

از خواب بیدار، کمی جیش، ناراحت نبود که درس حذف شد، کمی نون خشکه، کامییوتر روشن، کانکت به اینترنت، نهار نخورد، غذا نخورد، آب نخورد، جیش نکرد، چت کرد، سایت آپ دیت کرد، چت زد!، وبلاگ آپ دیت زد!، چت فرمود، چت نکرد.

بعد از ظهر، ساعت 17:46

کامپیوتر خاموش، کتاب سر راه شوت، کمی نون خشکه با پنیر، جیش فراموش، آب خوردن وقت نشد.

بعد از ظهر، ساعت 17:59

کامییوتر روشن، کانکت به اینترنت، شام نخورد، میوه نخورد، آب نخورد، جیش نکرد، چت کرد، سایت آپ دیت کرد، چت زد!، وبلاگ آپ دیت زد!، چت فرمود، چت نکرد، روزنامه خوند، گل فرستاد، جدول حل کرد، جوک خوند، سیاسی خوند، اجتماعی خوند...، 100 تا وبلاگ خوند، شعر خوند، مدونا جدید گوش داد، مریلین مونسون گوش کرد!، نقشه همه‌ی راه‌های شوسه‌ی جهان رو دید، سه تا فیلم دید، خفه کرد (خود را)، کامپیوتر خاموش کرد، رفت بخوابه...

شب ساعت 1:59

مُرد.

پایان...

علت مرگ : جنون مزمن!

نکات طلایی برای سبیل‌ها  چاپ
تاریخ : یکشنبه 21 اسفند ماه سال 1384

تا می‌تونید برید html نویسی‌رو در حد پیشرفته یاد بگیرید که در آینده براتون بشدت نون و آب میشه. هر وقت کفگیرتون به ته دیگ بخوره می‌تونید به صورت فله‌ای به خانومهای وبلاگری که تا بحال هنوز ...لیس دیگه‌ای براشون template جدید درست نکرده email بزنید و بگید که آره عزیزم می‌خوای وبلاگتو برات مثل خودت خوشگل و مامانیش کنم؟ اونم میگه آرررره عزیزم! البته یادگیری یه سری چیزای دیگه مثل asp یا javascript هم برای شیرین‌کاری بیشتر پیشنهاد میشود.

توجه شود، تا میتونین در حد خفه کردن خودتون، توش استعدادهاتون رو نشون بدین و انواع و اقسام شیرین‌کاری‌ها و icon و شکلک و قلب و کوفت زهرمار رو توش اعمال کنین که خانومه دیگه خیلی حال کنه. اینقده حال کنه که اصلا برسه به orgasm.

لینک تصویری خودتون رو هم به گنده‌ترین شکل ممکن در صفحه این خانومه قرار بدین تا همه بفهمن که شما با این خانوم رابطه نزدیکی دارین و خلاصه کون همه بسوزه. خانومای دیگه هم وقتی می‌بینن برای این خانومه از این کارا کردی بهت میل میزنن و میگن اگه میشه از اینا برای منم درست کنین.

تازه خود خانوم مورد نظر هم هر دفعه با دیدن اون لوگوی گنده یادش میفته که این شما بودین که بخاطرش خودتون رو جر دادین. ممکنه حاضر شه بخاطر اینهمه فداکاری و حسن نیت، باهاتون دوست بشه.

خلاصه دیگه چیزتون تو روغنه. در ضمن اینو فراموش نکنین که باید تا تنور داغه و هنوز خانومه خیلی از template جدیدش در شور و شعف بسر میبره، دم به ثاینه هی page اش کنین و خودتون رو براش لوس کنین و بپرسین که آره از طراحیش خوشت میاد، اونم بگه آره عزیزم. خیلی خوبه فقط اگه میشه یه قلب تیر خورده بذار اینورش، یه کانتر خوشگلم اون پایین بذار. شما هم میگی چشم عزیزم به روی چشم. کاریت نباشه به بقیه کارا، یه دفعه میبینی تا دسته رفتی تو دل خانوم جا گرفتی.

خلاصه همه خانوما عاشق این همه حسن نیتت میشن و دیگه تو هم میشی از بچه معروفای وبلاگستان. تازه اگه بازم از این کارای خوب خوب بکنی کم‌کم طوری میشه که این دخترایی که معروف نیستن، از فلانت بالا میرن و التماست میکنن که بهت بوس یا چیزای دیگه هم میدیم، تو بیا و این وبلاگ ما رو یه نظری بهش بیفکن. خلاصه دیگه همش میشه عشق و حال. شب تا صبح داری همینطور میکنی.

خب دیگه حال ندارم بنویسم. ممکنه رودل کنین. سرما هم خوردم حسابی حال و احوال تخماتیکه. مطلبم رو هم زیاد با تمرکز ننوشتم و اون چیزی که می خواستم نشد.

   1      2      3    >>